تبلیغات
علمی - دلنوشته عشاق
 
دوشنبه 8 مهر 1392 :: نویسنده : بهنام کلانی

مردی در حال پلیش کردن اتومبیل جدیدش بود.

کودک 4ساله اش تکه سنگی را برداشت و بر روی اتومبیل خطوطی را انداخت.

 مرد آنچنان عصبانی شد که دست پسرش را گرفت

و چند بار محکم پشت دست او زد بدون آنکه متوجه شود که با آچار پسرش را تنبیه نمود.

در بیمارستان به دلیل شکستگیهای فراوان 4انگشت دست پسر قطع شد.

 وقتی که پسر چشمان اندوهناک پدرش را دید،از او پرسید:

پدر کی انگشتهای من درخواهند آمد؟؟

آن مرد آنقدر مغموم بود که هیچ نتوانست بگوید. به سمت اتومبیلش برگشت

و چندبار با لگد به آن کوبید.

حیران و سرگردان از عمل خویش روبروی اتومبیل نشسته بود

 و به خطوطی که پسرش روی آن انداخته بود نگاه کرد.

 او نوشته بود:

.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 23 شهریور 1396 04:01 ب.ظ
Hi there, I enjoy reading all of your article post. I like to write a little comment to support you.
سه شنبه 16 مهر 1392 06:59 ب.ظ
خوب بود
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


علمی
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : بهنام کلانی
نویسندگان
نظرسنجی
دوستان گلم برای بالا بردن کیفیت وبلاگ لطفا یکی از گزینه های زیرا انتخاب کنید ,با تشکر از حسن انتخاب شما دوستان عزیز








آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
فال حافظ شیرازی
ای حافظ شیرازی! تو محرم هر رازی! تو را به خدا و به شاخ نباتت قسم می دهم که هر چه صلاح و مصلحت می بینی برایم آشکار و آرزوی مرا برآورده سازی

فال حافظ
فال حافظ با معنی و تفسیر