شنبه 5 بهمن 1392 :: نویسنده : بهنام کلانی
ول سلام...
به عنوانم دقت کردی؟اگه حوصله نداری این پستموبخونی به همون عنوان بسنده کن...دریایی ازحرفای نگفته است همین یه جمله.
این عنوان اولش تسلیت قلب صبورم بود اما حالابه این اسم تغییرکرد:وخدایی که هیچ وقت تنهایمان نمی گذارد...
اون روزهاکه این مطلبونوشتم روزهای خیلی بدی بودن.یه جوری بودم...دچاریه حسی که اسمی روش نمیشه گذاشت...یه حس تنهایی...غربت...یه حس سردی گفتاری وعملی...یه حس غم...یه حس دلسردی...یه حس سردرگمی...میگم که اسمی نداره...
خیلی دوست داشتم این زندگی تموم بشه خیلی دوست داشتم برگردم به همون جایی که ازش اومدم ...به آغوش خدا...به همون سرچشمه خوبی...ازاین دنیا...ازاین همه بدی وزشتی وپلیدی خسته شده بودم...می ترسیدم...می ترسیدم ازاینی که الان هستم بدتربشم...ازآینده ای که قراربودبیادمیترسیدم...اصلش خیلی خسته بودم...خسته ازتلاش بیهوده وزندگی کثیف...خسته ازآدم های بی رحم ونفهم...خسته...خسته ازهمه چیز...
فقط آرزوی مرگ کردم حتی ازعشقمم درلفافه گذشتم...
چندروزبعدش...خداجوابمو داد...میدونی؟خداخیلی خوبه...خیلی هوامونوداره...عاشقتممممممممم خدااااا ...واینوهم میدونم که توبیشترعاشقمی...
میدونی چی گفت؟گفت:

آیاگمون کردی داخل بهشت میشی بدون اینکه حوادثی مث حوادث گذشتگان به توبرسه؟فک کردی بدون سختی میذارم بری بهشت؟فک کردی همینجوری آغوشمو واسه هرکسی بازمیکنم؟نه باید مثل طلا که واسه ی خالص شدن کلی سختی میکشه سختی بکشی...مث همون افرادی که چنان سختی هایی به اونهارسیدکه بی قرارشدن وگفتن:پس یاری خداکی خواهدرسید؟
به آنهاگفته شد:آگاه باشید،یاری خدانزدیک است...(آیه214سوره ی بقره)

نه صبرکن...سرسری ردنشو...این آیه روچندباربخون...کمه...بیشتربخون...تامتوجه بشی...متوجه بشی که بهشت ارزون نیست...خیلی گرونه...متوجه بشی آغوش خدا شامل هرکسی نمیشه...متوجه بشی مردن هم خیلی لیاقت میخواد...بدون هروقت اونقدرسختی بهت رسیدکه مث طلای خالص شدی اون وقت لایق مردنی...لایق آغوش خدا...آره...بخون واگه بی تاب رسیدن به خدایی برای رسیدن بهش تلاش کن...

بچه ها...به نظرتون چیکارکنم؟چیکارکنم که به خداثابت کنم لایق محبتشم؟چیکارکنم؟اصلاچیکارکنیم؟قدتموم عمرم شرمندشم...

+1:برگشته بهم میگه:پیامبرم سنی بوده!آخه یکی نیست بهش بگه کوچولو!فک کن وحرف بزن!همین کارهارومیکنن که مجبورمیشم برم کتاباشونوبخونم آخه به من چه کتاب اوناچی گفته؟والا...
+2:اگه یه روزی بهم میگفتن اگه آدم نبودی دوست داشتی چی باشی؟میگفتم:کوه...نمیگفتم رودخونه یادریاکه کثیفم کنن...نمیگفتم درخت که دشمنم بشه تبروچقدرزجربکشم وقتی تیکه تیکم کنن وآتیشم بزنن...نمیگفتم ماه که هرعاشقی معشوقشو به من تشبیه کنه!...نمیگفتم خورشیدکه تو روزای گرم تابستون نفرینم کنن!...نمیگفتم...
میگفتم کوه...که هرکی منوببینه یادعظمت خدابیفته...که مظهر پایداری ومقاومت باشم...که هرکی بخواد دورم بزنه خودش خسته شه...که هیچ کس نتونه باهام مقابله کنه...که اگه خواستن خوردم کنن نابودم کنن باخودم همه ی کسایی که نابودم میکنن رو ازبین ببرم(چیزی که الان سرنیلکوه عزیزم اومده...خواستین براتون توضیح میدم)والبته یه کوه هیچ وقت ازبین نمیره...
+3:یکم خندم بدنیست،کلیپس ماهی!




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


علمی
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : بهنام کلانی
نویسندگان
نظرسنجی
دوستان گلم برای بالا بردن کیفیت وبلاگ لطفا یکی از گزینه های زیرا انتخاب کنید ,با تشکر از حسن انتخاب شما دوستان عزیز








آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
فال حافظ شیرازی
ای حافظ شیرازی! تو محرم هر رازی! تو را به خدا و به شاخ نباتت قسم می دهم که هر چه صلاح و مصلحت می بینی برایم آشکار و آرزوی مرا برآورده سازی

فال حافظ
فال حافظ با معنی و تفسیر

                    
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات