•  سن ازدواج و تفاوت سنی زن و مرد
  •  چه سنی برای ازدواج آقا و خانم مناسب است و تفاوت سنی چقدر باید باشد؟
  •  خانم اگر سه تا هفت سال کوچکتر باشد بهتر است . اگر کمی این طرف و آن طرف تر باشد ، اشکال ندارد. البته اگر شرایط مطلوب باشد ، ما خیلی هم سخت نمیگیریم . همسن هم میتوانند باشند . البته دیگر آن مطلوبت را ندارد . البته همه این ها علت دارد که سن خانم از آقا کوچکتر باشد و فاصله هم  زیاد نباشد مخصوصا اگراین دو در دو دنیای متفاوت زمانی باشند . خانم در دوران نوجوانی هفده سال و آقا بیست و شش سال . آقا از دوران نوجوانی عبور کرده  و فاصله زیاد میشود حالا اگر خانم بیست و پنج سال و آقا سی و چهار سال باشد ، ما را نگران نمیکند ولی صلاح نمیدانیم بیشتر از این باشد که این دو از دنیای همدیگر دور باشند . واقعا برای ازدواج نمی توان سن گفت . ما مناطق مختلفی داریم در مناطق گرمسیر بلوغ جنسی خانم و آقا زودتر است و زودتر ازدواج میکنند و موفق ترهم هستند ما بررسی کردیم میزان طلاق ها یشان کمتر است . موفق تر هم هستند چون پیچیدگیهایشان کمتر است ولی در شهرهای بزرگ این جوری نیست و نقش حمایتگری والدین کمتر است . ما معیار میگوییم سن را نمیگوییم بلوغ اجتماعی جنسی ، فکری ،رشد جسمی و روحی ، رشد شخصیتی ، استقلال فکری ، آیا به مادرش وابسته است یا نه ،  ثبات عاطفی ، مدیریت قدرت بحران و این ها بطور نسبی است . ما آرمان گرا نیستیم .اگر آقا این شرایط را داشته باشد می تواند ازدواج کند . بعضی مواقع آقایان با خانم شرایط نسبی را دارند ولی مانع دارند مثل : تحصیلات ،سربازی ،مثل اینکه آقا ترم دو دانشگاه است شش ترم دیگرمیخواهد بخواند و دو سال سربازی دارد و مطلوبیت دوره عقد یکسال است پس بقیه اش چی ؟ چطور می خواهد برنامه زندگیشان را تامین کند . حالا اگر پدر متمکن باشد ، مانع برداشته میشود ولی بسیاری از خانم ها دوست ندارند  این جوری وارد زندگی شوند . دوست دارند مردشان مستقل باشد بعد وارد زندگی بشوند یک مقدار امکانات پایین تر ولی  وام دار پدرش نباشد . اگر وام دار پدرش باشد رگ حیاتی آنها دست پدرش است و استقلال ندارند . زن دوست دارد مردش تکیه گاهش باشد و به مردش تکیه کند . حالا مردی که به پدرش تکیه کرده نمیتواند تکیه گاه او باشد و در مورد خانم ها ، این موانع وجود ندارد . کسانی که به خاطر تحصیل ، ازدواجشان را به تاخیر می اندازند ، اینطور نیست . نفقه بر عهده مرد است و فقط  باید مطمئن بشود که آقا اجازه میدهد تحصیلات خود را ادامه دهد . خانمی گفته اند من پزشکی می خوانم .من در شهر دیگری هستم و شوهرم در شهر دیگری و هردو کار داریم و ما باید پنج سال عقد کرده بمانیم ،  این دیگر سخت میشود . یا اصلا وارد زندگی بشوند و ازدواج رسمی نکنید ولی از هم دور باشید . دختران زیر هجده سال بخاطر عدم ثبات عاطفی ،  آقایان در صورتی جواب بله را بدهند که مطمئن بشوند عواطف در  انتخابشان حاکم نبوده و عقلانی انتخاب کرده اند اگر بر اساس احساساتشان تصمیم بگیرید مشکل ایجاد میشود .
     چه کار کنیم که عرف سنی ما در همه جا به این موارد کارشناسی که شما اشاره میکنید نزدیک بشود؟
    استان هایی که سن ازدواج در آنها پایین است ، مشکلاتشان کمتر است و نظر اسلام هم همین است . و  سن ازدواج مطلوب همین است .روایت داریم : پدری خوشبخت است که دخترش در خانه او عادت ماهیانه نشود . این ها هست و چقدر برازدواج سن پایین تاکید شده است . رشد درجامعه های مختلف با هم فرق میکند . پیچیدگی جوامع و کلان شهرها این قدر زیاد است که اگر جوانی به رشد شخصیتی نرسیده باشد ، آن پیچیدگی ها دچار مشکلش می کند و گرنه اگر یک جامعه ، جامعه بسیطی باشد یک جامعه ساده ای باشد و پیچیدگی نداشته باشد مثل روستا ، که پدر و مادر فرزند را حمایت میکنند . در شهر های بزرگ کم حمایت می کنند و چون این مطلوب نیست ما مجبوریم بگوییم این ملاک ها را داشته باشید . چون در شهر های بزرگ ازدواج های زودرس خیلی مشکلات دارد و همچنین ازدواج های دیررس

 

  • با اینکه خانم من 19 سال دارد ولی رفتارش بچه گانه است و من میترسم که وارد زندگی مشترک با ایشان بشوم ، چه کار کنم؟
  • این سوال را معمولا آقایانی در مشاوره مطرح میکنند که ، سنشان زیاد است یعنی فاصله سنی زیاد با خانم دارند ، احتمال دارد با همسرشان فاصله سنی زیاد دارند . ببینید سن بالاست ، این آقا دیگر از نوجوانی گذر کردند و عواطف را خرج کردند و بچگی کردند ، جوانی کردند و حالا تمام شده است و یک حالت بزرگسالی پیدا کرده اند ولی همسرش 19 سال دارند ، می خواهند بچگی کند ، می خواهند جوانی کند ، عاطفه خرج کنند. از دید آقا این رفتار بچه گانه است.
    لذا من به عزیزانم و مجردین عرض میکنم همه این هایی که ما می گوییم یک هشدارهم ، به مجردهاست که میخواهند خواستگاری بروند یا خانم هایی که میخواهد برایشان خواستگار بیاید. این ها را دقت کنند . اگر شما این موارد را در دوره نامزدی پیش گیری کنید ، دیگر عقد نمیشوید که حالا دغدغه هم بشود و لذا دقت بفرمایید . در بحث ازدواج عرض کرده بودم اختلاف سنی 3 تا 7 سال خوب است که  خانم کوچکتر باشد . سعی کنید فاصله خیلی زیاد نشود . چون همین مشکل پیش می آید . حالا اگر این آقا همین مورد را دارند ، ما از ایشان تقاضا میکنیم مقداری کوتاه بیایند و سنشان را پایین تر کنند تا همسرشان را بیشتر درک کنند و اگر او عشق ورزی میکند که از دید شما این رفتار بچه گانه است ، اشکالی ندارد . بگذارید بچگی کند زیرا الان تخلیه نشود و انرژی رها نشود ، ممکن است این پتانسیلها  بعداً مشکل ایجاد کند . خیلی هم ، نگران نباشید .  چرا میگوییم فرصت دهید ، زیرا به تعبیر غربی ها که 19 سالگی را دوره نوجوانی می دانند ولی من دوره 12 تا 18 سال را دوره نوجوانی میدانم . بر اساس آن تعریف ، ایشان هنوز نوجوان هستند و میخواهند عاطفه خرج بکنند حتی در بعضی آموزه های دینی ما ، حضرات نوجوانی را تا پایان 21 می کشانند . در روایت الولد و سید سبع سنین و عبد مطیع سبع سنین .               
    فرزند تا 7سال سید است ، تا 7 سال دوم آموزش پذیر است تا 7 سال سوم وزیراست . درباره ولد صحبت میکند ، که تا 21 سالی فرزند است.
    بنابراین با ایشان مدارا کنید . نگران نباشید .انشاء اله وارد زندگی بشوید ، شخصیتشان بیشتر شکل میگیرد و لطف خدا هم شامل حال شما میشود و یک کوچولو نازنین هم به شما بدهند ونقش مادری هم پیدا می کنند . خیلی عجیب است من موردی داشتم که می گفتند این همسر ما تا خدا به ما فرزندی نداده بود توپ میزدند کنار گوشش ، بیدار نمیشد ولی حالا کوچولو تکان می خورد مادر از خواب بیدار میشود . این ها از عجایب خلقت است . این ها لطف خداست . خیلی سخت نگیرید و نگران نباشید . البته به دختر عزیزم هم می گویم شما هم همت کنید و شما هم سنتان را بالا بیاورید تا به ایشان نزدیک بشوید . البته سعی کنید که از این مرحله زودتر گذر کنید . یک مقدار نوجوانی کردن خود را مختصر کنید که البته حق تان است نمی خواهم حذف کنید . یک مقداری به آن سرعت دهید
  •  

  •  سن مطلوب ازدواج در آقایان چند سال  است ؟
    بحث سن درآقایان و خانم ها فرقی نمیکند . ما نمیتوانیم در ازدواج ، سن خاصی را بگوییم . چون وضعیت آدمها فرق میکند . شرایط متفاوت است . ما بیشترملاک ها را میدهیم و یک ترازویی میدهیم که جوانان خودشان ببینند ملاک های ازدواج را دارند یا ندارند ؟  بحث رشد جسمی و روحی است . بحث رشد شخصیتی و اجتماعی است . بحث بلوغ فکری و عاطفی است . ممکن است یک آقایی سنش خیلی بالا نباشد و به همه این رشدها رسیده باشد . و آقایی هم باشد که سنش زیاد باشد ولی هنوز به این رشدهایی که عرض کردیم نرسیده اند . بحث استقلال فکری است . ما آقایی داریم که بیست و شش سال دارند ولی هنوز به مادرشان وابسته هستند . و یک استقلال فکری از خودشان  ندارند . معلوم است توی زندگی نمیتواند موفق باشد . حالا به یک رشدی هم رسیده ، ولی مانع دارد . مثلا تحصیل میکند ، در اوایل تحصیل بخواهد ازدواج کند و چهار سال درس دارد و دو سال هم سربازی و در آمد هم که ندارد ، این ها مانع است . حتی شرایط جغرافیایی موثر است . در شرایط آب و هوایی گرم ، زودتر ازدواج میکنند و در مناطق سردسیر دیرتر . یا در محیط های روستایی و شهر های کوچک سن ازدواج پایین تر است ولی در کلان شهرها واقعا پیچیدگی دارد . و مخارج بالا است. و سن ازدواج هم بالاتر است . شما خودتان ببینید به یک رشد نسبی رسیده اید یا نه ؟ بعد ازدواج کنید و زندگی را مدیریت کنید . به آقایان میگویم : همین فرایند ازدواج را باید خودتان مدیریت کنید و از همان اول شروع کنید . اگر این کار را نکنید به دست خاله و عمه و پدر بزرگ و مادر بزرگ می افتد . و کار بهم می ریزد . ولی اگر خودش مدیریت کند در حالی که به همه هم احترام میگذارد و نظر همه را هم میخواهد و مشورت میکند و فرایند را خودش مدیریت میکند. ما نمیتوانیم سن خاصی بگوییم . ببینید این ملاک ها را دارید یا نه ؟ من فقط یک نکته را عرض بکنم . سن نوجوانی بین 12تا 18 سالگی است . غربی ها اصطلاح "تینیج "را بکار می برند که بین 13 تا 19 سالگی است ولی با تجربه ای که ما داریم همان بین 12 تا 18 سالگی است . در این دوره سنی پدرها و مادر ها و همچنین خود نوجوان دقت کنند ، جسم دارد تغییر میکند . شناخت عواطف دارد. تغییر میکند . فعل و انعالات نوجوان روی روح و جسم او اثر میگذارد و نوجوان یک حالت خاصی دارد ، التهاب دارد ، شدت عواطف دارد ، عدم ثبات عاطفی دارد ، تزلزل عاطفی دارد . الان نوجوان را می بینید که خوشحال است و قهقهه میزند ، یک ساعت دیگر ، زانوی غم در بغل گرفته  است . الان چنان به آینده امیدوار و فردا چنان ناامید . این مقطع ها ، مقطع های مهمی است و تصمیم گیری در آن عُقلایی نیست . مخصوصا در مورد ازدواج که چون شدت عاطفی دارند ، بعد پشیمان میشوند . و ازدواج های زودرس این چنینی ، مشکل ایجاد می کند . البته ما این را هم رد نمیکنیم که ممکن است ، جوان هفده ساله هم پیدا بشود که بتواند مدیریت هیجان بکند . او رشد عقلانی خیلی زودرسی داشته است . اگر چنین چیزی بود ، ما این را منع نمیکنیم . فقط این دوره را هشدار میدهیم.
  •  من بیست و هفت سال سن دارم و علاقمند به خانمی هستم که یک سال از خودم بزرگتر است و یک فرزند هم دارد . می خواستم ببینم در این ازدواج به مشکل برمی خورم یا نه ؟ و آیا به کمال می رسم ؟
    اگر واقعا خانم شرایط دیگر را دارند و آقا هم کرو کور نشده اند و دست از اصول برنداشته اند، مشکلی نیست . ولی فقط این نکته است که من بندرت خانواده ای را دیده ام که این شرایط را بپذیرند. و رضایت دهند و اگر بپذیرند ، بخاطر اجبار آقا است . به هر حال ایشان میخواهند عروس خانواده شما بشوند و مورد توجه قرارگیرند و ایشان را دوست داشته باشند . تا رضایت والدین را جلب نکرده اید ، این ازدواج را صورت ندهید . نیمخواهم بگویم به کمال نمی رسید و لی این مشکل را هم دارد . نکته دیگر این که مسئله سنشان خیلی مشکل ایجاد نمیکند . البته خانم باید از آقا کوچک تر باشد ولی در سن بالای بیست و پنج خیلی حساسیت نداریم . چیزی که ما را نگران میکند این است که ، نظر مادرشان باید جلب شود و دیگری اینکه اگر شما حضانت این فرزند را قبول کنید ، نکند بعداً سر ایشان منت بگذارید . شما ناپدری میشوید . گاهی متاسفانه تحمل فرزند دیگری را ندارید . الان والدین تحمل بچه های خودشان را هم ندارند ، چه برسد به بچه کس دیگری . این را بدانید که این موضوع سنگ راهتان است و بعد این که شما بین فرزندان خودتان و این فرزند تبعیض قائل نشویید . و او را مثل بچه خودتان دوست داشته باشید . کار سخت است . اگر شما بتوانید با این مشکلات کنار بیایید ، ما این را رد نمیکنیم . و به این خانم هم میگوییم با آقایی ازدواج کنید که هم کفو خودتان باشند و سنشان هم اگر بالا بود اشکالی ندارد و یک بچه هم داشته باشد .و اگر خانم یک بچه دارد و آقا هم یک بچه ، بالاخره یک جور کنار می آیند . همان طوری که آقا میخواهد خانم با بچه او کنار بیاید خانم هم همان انتظار را دارد . لذا یک توفیق اجباری میشود که همدیگر را بپذیرند و بهم توجه کنند . اگر با هم کفو خودشان ازدواج کنند بهتر است . ولی آقا ، مشکلی با این خانم نخواهند داشت و اگر رضایت مادر را بدست بیاورند ، خیلی خوب است و هم خیلی مهم است .

  •  چرا سن مرد باید از زن بیشتر باشد ؟
    ما با تجربه ای که بدست آورده ایم و آرای اندیشمندان در این امر، به این نتیجه رسیده ایم که اختلاف سن باید بین سه تا هفت سال باشد . البته این مطلق نیست . بشرطی که شرایط دیگر را داشته باشند.  البته مطلوب این است . اگر هم سن هم باشند یا یکسال با هم اختلاف داشته باشند بد نیست . هرچه این طرف تر بیایند ، مطلوبیت کمتر میشود .  ما نمی گوییم نامطلوب است . این وحی منزل نیست . بطور کلی خوب است آقا بین سه تا هفت سال بزرگتر از خانم باشد . چرا ؟ آقا میخواهد خانه و زندگی را مدیریت کند و احتیاج به یک پختگی دارد و خانم چون زود تر به بلوغ جنسی میرسد ،  باید زودتر ازدواج کنند . اگر برعکس شد . این دقت بیشتری میخواهد . مثلا خانم هفت سال از آقا بزرگتر هستند ، ما به این دلایل زیر این مسئله را رد می کنیم ولی اگر کسی بتواند با این مسائل کنار بیاید ، ما حرفی نمی زنیم و رد نمی کنیم . این مثل اصول اصلی دین نیست . خانم ها زودتر به بلوغ فکری و عقلی میرسند ، این یک چیز ثابت شده ای است . چند ماه بزرگتر ، مشکل ایجاد نمیکند . سه چهار سال به بعد این مشکلات را دارند وقتی سن خانم از آقا بالاتر باشند ، بُعد فکری پیدا میکنند . ما دوست داریم قُرب فکری داشته باشند . هورمون های جنسی در خانم زودتر فروکش میکند و احساس نیاز نمیکند ولی هورمون های آقا ، فروکش نمیکند و ممکن است با این رنگارنگی جامعه مشکل پیدا کنند . خانم ها در زایمان شکسته میشوند و آقایان  جوانتر می ماند . خانمی میگفتند : با همسرم به فروشگاه برای خرید رفتیم . آقای فروشنده پیله کرده بود که خانم ، پسر شما دارند اشتباه میکنند که این بلوز را انتخاب میکنند و خانم می گفت : من داشتم آتش میگرفتم .خوب چرا این کار را می کنید؟  سن خانم که بالاتر باشد جلوی اقتدار مرد را می گیرد . یکی از خصوصیات آقایان ، اثبات اقتدار است . میخواهدمرد باشد . میخواهد خانمش به او تکیه کند . البته این با قُلدری فرق میکند . خانم در اینجا جلوی اقتدار را می گیرد و عرف هم ، سن بالاتر خانم از آقا را نمیپذیرد و مادر آقا پسر هم نمی پسندد. ولی ما رد نمی کنیم . شما با علم و آگاهی جلو بروید که اگر مشکلی پیش آمد  گیج نشوید و بتوانید مشکل را حل کنید .
  •  آقا دوازده سال از خانم بزرگتر است آیا این ازدواج ، مشکل دارد ؟
    گفتیم مطلوب بین سه تا هفت سال است . اما ما این را رد نمی کنیم . این بستگی دارد خانم چه سنی دارد ؟ اگر خانم 18 سال دارند و آقا 30 سال دارند ، این خیلی مشکل ایجاد میکند زیرا این ها در دو دنیای متفاوت هستند . دختر خانم در دوران نوجوانی هستند . بعضی ها تا پایان 21 سالگی را دوره نوجوانی می دانند . آقا در دنیای بزرگسالی است . ما این را تجویز نمی کنیم و مشکلات زیادی خواهد داشت . حالا خانم 25 ساله  است و آقا 37 ساله ، ما در اینجا دغدغه نداریم . چون هر دو در دوره بزرگسالی هستند و بهم خیلی نزدیک هستند . و با هم قُرب فکری دارند . حالا اگر دختر 15 سال داشته باشند و آقا ده سال هم بزرگتر باشد ، مشکلات زیاد ی با هم خواهند داشت .

  •   دختر بیست و هشت ساله هستم و خواستگاری دارم که ده سال بزرگتر از من است و خواستگاری دارم که دو سال از من کوچکتر است . با کدامیک ازدواج کنم ؟
    با مورد اول ازدواج کنید .با آقایی که ده سال بزرگتر هستند .
  •  اگر پسر چهار سال از دختر بزرگتر باشد آیا اشکال دارد ؟
    خیر خیلی هم خوب است .قبلا گفته بودیم فاصله سنی آقا و خانم بین سه تا هفت سال خوب است .
  •  دختری شانزده ساله هستم و خواستگاری سی ساله دارم . آیا دچار مشکل نخواهم شد ؟
    به احتمال زیاد دچار مشکل خواهید شد . ایشان شانزده ساله هستند و دوره نوجوانی ایشان هنوز تمام نشده است . آقا در یک دنیای دیگر هستند . دختر خانم یک گلوله عاطفه است . ایشان هنوز هیچ عاطفه ای خرج نکرده است ولی آقا کلی عاطفه خرج کرده است . این ها نمیتوانند همدیگر را درک کنند . واقعا به صلاح نمیدانیم و این ازدواج را توصیه نمیکنیم .

  •  جوانی بیست و یک ساله هستم و به خواستگار خانمی رفتم که پنج سال از من بزرگتر است . پدر و مادرم مخالف هستند . ولی خانم همه شرایط لازم را دارند . آیا ممکن است این اختلاف سنی مشکل ایجاد کند ؟
    ما این سوال را قبلا عرض کردم . ولی چون مهم است باز آن را تکرار می کنم . توصیه ما این است که دقیقا برعکس این باشد . اگر شما بزرگتر بودید .خیلی خوب بود و مطلوب است . حالا اگر همسن بودید باز مشکلی نبود و حتی اختلاف شش ماه الی یکسال بود و خانم بزرگتر بود اشکالی نداشت . ولی این اختلاف سنی پنج سال خیلی مشکل ایجاد می کند . من برای این مشکل هفت دلیل آوردم .  1-خانم ها زودتر به بلوغ می رسند . خانم رشد عقلانی می کنند و شما آن رشد را نکرده اید . و شما مشکل بُعد فکری میشوید ما دوست داریم شما قُرب فکری داشته باشید . یکی از عوامل تنش درزندگی ، همین بُعد فکری است که فکر خانم و آقا ، بهم نمیخورند  و بهم نزدیک نمی شوند .                  
    علت دیگر این است که هورمونهای جنسی در خانم ها زودتر فروکش می کند  و در سن بالای چهل و چهل و پنج به سمت سرد مزاجی می روند . آقا این جور نیست و ایشان هنوز احتیاج دارند و مشکل پیش می آید و ممکن است به خطا بروند . و خانم می خواهد باردار بشود و این زایمانها برای خانم پیری زودرس می آورد و خانم می شکند . و مهمتر از این ها ، ایشان جلوی اقتدار شما را    می گیرد . جزء ویژگی های منحصر بفرد آقایان ، اثبات اقتدار است . منظورمان قلدری و زورگویی مرد نیست . اقتدار به این معنا که دوست دارد مرد خانه باشد . دوست دارد متکا باشد . دوست دارد خانم او را قبول داشته باشد و به او تکیه کند . الرجال قوامون علی النساء . دوست دارد حالت اقتدار داشته باشد . وقتی خانم بزرگتر است نمی گذارد آقا اقتدارش را اثبات کند . نقش مامان را پیدا      می کنند ، نقش نوجوان را برایشان پیدا می کند .می گوید : دیر نکنی ، زود بیایی و معمولا این جور برخورد می کنند . و این برای مرد چیز جالبی نیست . گذشته از این ، عرف نمی پذیرد . خانم و آقا باید وقتی در خیابان راه می روند ، مردم بگویند : خانم و آقا هستند نه اینکه بگویند : این پسر خانم است . واقعا چند سال که می گذرد مردم فکر می کنند پسر اول این خانم است . این قدر اختلاف ظاهر دارند . در ضمن خانواده هم نمی پذیرند . ایشان هم گفته اند پدر و مادر م راضی نیستند ولی این را بگویم ، عرایض ما کلیت دارد ولی عمومیت ندارد . ما می گوییم : پسر من ، شما این مشکلات را ببین . ممکن است آقای  بگوید : من با همه این ها کنار می آیم البته اگر عقلایی تصمیم بگیرند . و گرنه اگر عاشق شده اند و کر و کور شده اند که اصلا فکر نمی کنند . اگر عقلایی تصمیم بگیرید و ببینید میتوانید کنار بیایید ، ما حرفی نداریم . این مثل بحث دیانت نیست که بتوانیم از آن بگذریم . ما می گوییم اگر دو طرف دین دار نباشند ، نمیتوانند با هم زندگی کنند . و دچار مشکل میشوند . ما این ها را می گوییم که شما عاقلانه جلو بروید .
    البته ما موارد داشته ایم ، خانمی بیست و پنج ساله میخواهند با آقای پنجاه ساله ازدواج کنند و         می گویند من مشکلی ندارم و دوست دارم و این جور آدمها هم هستند و این استثنا هم دارد .
  •  پسری دوازده ساله هستم و می خواهم ازدواج کنم . نظر شما چیست ؟
    بنظر ما شما باید صبر کنید چون در دوران نوجوانی هستید و رشد عقلانی و فکری و از نظر رشد اجتماعی صلاح نمیدانیم شما باید فعلا درس بخوانید .
  •  پسری بیست و دو ساله مردد بین دختر خانم بیست و سه ساله و دختر هیجده ساله که هر دو داری شرایط مساوی هستند هستم ؟ راهنمایی بفرمایید .
    قطعا دختر خانم هیجده ساله برای ایشان مناسب تر است .
  •  اگر دختر و پسری ازهمه لحاظ باهم جور باشند ولی هم سن باشند . آیا در ازدواج مشکلی پیش می آورد ؟
    خیر . همسن بودن مشکلی ندارد . 
    اختلاف سنی حضرت رسول (ص) با حضرت خدیجه (س) که بیش از پانزده سال است را چگونه توجیح می کنید ؟
    گفته بودیم بهتر است آقایان بین سه تا هفت سال از خانم ها بزرگتر باشند و گفتیم برعکس آن مشکلاتی را ایجاد می کند . بعد از این ،  سوالها و پیامک های زیادی آمده بود که شما درباره ازدواج حضرت رسول (ص) و حضرت خدیجه (س)  چه می گویید ؟ می دانید در باره سن حضرت خدیجه هم اختلاف وجود دارد . بیست و هشت سال و سی سال هم گفته شده ولی مشهور فقها همان سی و نه سال و چهل سال را قبول دارند . ازدواج حضرت واقعا استثنا بوده است . از جهات مختلف استثنا بوده و ما هم از با استثناء مشکلی نداریم . یادم هست شما پیامکی خواندید که خانمی گفته بودند من سیزده سال از شوهرم بزرگتر هستم و مشکلی با هم نداریم . به جزء اختلاف سنی ، حتی خواستگاری ایشان هم خلاف عرض بنده است .و یک چیز غیر عادی که همه آن را به سخریه گرفتند این بود که حضرت خدیجه مهریه خودشان را از مال خودشان برداشتند . در آن هنگام این استثناء بوده است . عزیزان اگر ما تاکید می کنیم که خوب است اختلاف سنی بین سه تا هفت سال باشد و باید نداریم ، بخاطر مشکلاتی است که بعدا پیش می آید . اگر کسی بتواند این مشکلات را رفع کند مثلا این که آقا  به این خانم وفادار بمانند و با کاهش هورمونهای خانم کنار بیایند . حریم خانواده را نشکنند .اگر چنین چیزی شد اشکالی ندارد . این همان چیزی است که در زندگی حضرت رسول و حضرت خدیجه پیش آمد . شما عشق و وفاداری حضرت رسول را ببینید .تا زمانی که حضرت خدیجه در قید حیات بودند ، آقا ازدواج نکردند . سالهای سال ، با صفا و محبت ، با هم زندگی کردند.  و چقدر حضرت رسول ، به حریم خانواده ارج می نهادند .اگر این ها باشد ما دغدغه ای نداریم . به شما آقا  پسری که سنتان پایین تر از دختر خانم است و به دختر خانمی که سنتان بالاتر از آقا پسر است عرض می کنم : اگر شما آقا پسر بتوانید پایتان را ، جا پای حضرت بگذارید و دختر شما دختر خانم هم بتوانید ، پایتان را ، جا پای حضرت خدیجه بگذارید ، ما هیچ دغدغه ای نداریم . نه ما اصلا نمیخواهیم بگوییم خودتان را جای پیامبر بگذارید چون نمی شود . شما پنجاه درصد از معرفت آنها را داشته باشید کافی است . نه ، سی درصد معرفت آنها را پیدا کنید هر جور که خواستید ازدواج کنید . شما آقای عزیز که بیست سال دارید ، سی درصد از معرفت رسول خدا را پیدا کن و با خانم چهل ساله ازدواج کن . مشکلی ندارد . و دختر خانم ها هم همینطور . که فردا سر و گوشتان نجنبد و کانون خانواده به خطر نیفتد . و کم نیاورید و حریم خانواده را خراب نکنید . ما اگر می گوییم فقط بخاطر مشکلاتش است و هستند کسانی که توانسته اند با سیزده سال اختلاف سنی ، که خانم از آقا بزرگتر است ، زندگی خوبی داشته باشند . و مشکلی هم ندارند . یعنی مردش آدم وفاداری بوده است و اگر این مشکلات حل بشود ما دغدغه ای نداریم .
  • پسر بیست و یک ساله ای هستم و می خواهم با دختر عمه ام که بیست و پنج ساله است ازدواج کنم . شرطی گذاشته اند که هر چه من بگویم باید گوش کنی . چه کار باید کنم ؟
    گفته بودیم  که آقایان باید در مورد زن سالاری خانم ها سوال کنند . زیرا مردان یک ویژگی بنام اقتدار دارند نه قُلدری و زورگویی .می خواهد تکیه گاه همسرش باشد و همسرش او را قبول داشته باشد . این حرف خانم رایحه خوبی ندارد . یعنی این خانم  می خواهد جلوی اثبات اقتدار این آقا را بگیرد . و سن بیشتر خانم دغدغه ما را بیشتر می کند . بهتر است خانم سه تا هفت سال کوچکتر از آقا باشد . و اگر برعکس باشد هشت اشکال دارد و یکی از آن اشکالات این بود که جلوی اقتدار مرد را می گیرند . دغدغه ما در مورد این خانم بیشتر است . اگر همسن بودند و این شرط را می گذاشتند ، جالب نبود . ولی حالا که چهار سال بزرگتر هستند ، دغدغه ما بیشتر میشود . اگر شما چنین روحیه ای را دارید ، می توانید قبول کنید و ما حرفی نداریم .
  •  

  • درباره سن حضرت خدیجه و حضرت محمد (ص) توضیح دهید . آیا این      می تواند الگوی ما باشد ؟
    بله ایشان الگوی ما هستند . ازدواج ایشان یک استثنا بوده است . ما زندگی مان را بر اساس استثنائات بنا نمی کنیم . هیچ عاقلی این را نمی پذیرد که قاعده عام و کلی را رها کند و به یک قانون استثنا و خاص بچسبد . حضرت باید با خانمی ازدواج می کردند که بتواند با اهداف او هماهنگ باشند . در سختی ها کنار حضرت باشند و بردبار باشند و حضرت خدیجه ویژگی هایی داشتند از جمله دارایی ایشان بود که می توانیم بگوییم ثروتمند ترین زن قریش بود . این به اسلام کمک می کرد و علاوه بر این ایشان بنام طاهره معروف بودند زیرا بسیار پاکدامن بودند . این ازدواج حکمت خاصی داشته است. در ضمن برای ایشان کفوی پیدا نمی شده است و خدیجه شایستگی ازدواج با حضرت را داشتند . در جهات دیگر هم این ازدواج غیر عادی بوده است . به جز بحث سن ، در ابعاد دیگر هم استثنا بوده است . یکی اینکه حضرت خدیجه از به پیامبر خواستگاری کردند و در ان زمان خیلی عجیب بوده است و الان هم غیر معمول است . دیگر اینکه ایشان خودشان مهریه شان را بعهده گرفتند . این دیگر خیلی عجیب بود و بعضی ها تمسخر کردند و طعنه می زدند . ازدواج حضرت نمی تواند برای ما الگو باشد . نظر من این است که سن خانمها سه تا هفت سال کوچکتر باشد . هشت دلیل آورده ام . البته این ها وحی منزل نیست و شروط اساسی ازدواج نیست بلکه شروط کمال است . حالا اگر سنشان بالا رفت ، یکسال هم خانم بزرگتر باشد ، ما سخت نمیگیریم چون به رشد عقلی رسیده اند . یکی از علتهایی که خانم نبایداز آقا بزرگتر باشد این است که رشد عقلانی خانم  خیلی زودتر از آقا اتفاق می افتد و اگر این برعکس شود ، این دو با هم بُعد فکری پیدا می کنند و ما می خواهیم این دو با هم قُرب فکری داشته باشند . یکی دیگر اینکه خانم که سنش بالاتر است ، دنیا دیده تر است  و تجربیات بیشتری دارد و نقش مادر را پیدا می کند . و جلوی اقتدار آقا را می گیرد . یکی دیگر این که در سنین بالا که هورمونها ی خانم کاهش پیدا میکنند و ممکن است غریزه جنسی آقا برآورده نشود و دیگر اینکه  در هر زایمان ، خانم شکسته تر می شود . در ضمن عرف هم   نمی پذیرد و مادر آقا پسر هم این عروس را نمی پسندد و اگر او را اجبار کنند ، عروس را دوست ندارد و او را تحویل نمی گیرد و در سن بالا ، خانم نشاط خودش را ازدست می دهد و ممکن است سر و گوشش آقا بجنبد و این باعث رنجش خانم میشود . در حقیقت این ها که ما می گوییم به نفع خانم است چون خانم حس تملک دارد و میخواهد شوهر مال خودش باشد . حالا اگر کسانی پیدا شدند که می توانند این مشکلات را حل کنند ، ما حرفی نداریم . ما می گوییم این مشکلات را بدانید و بعد وارد زندگی بشوید . اگر جوانان بتوانند آرامش گر هم باشند ، ما مشکلی نداریم .اگر مشکلات را حل کنند ، می توانند آرامش گر هم باشند . پیامبر و خدیجه آرامش گر هم بودند . این ازدواج       نمیتواند مستند ما باشد چون حضرت ازدواج های دیگری هم داشتند مثلا حضرت با عایشه ده ساله هم ازدواج کردند . چرا این ازدواج را الگو قرار نمی دهید ؟ این ازدواج پیامبر هم نکته داشته و استثنا بوده است . چرا شما به امامان نگاه نمی کنید . همه آنان همسرانشان از خودشان کوچکتر بوده اند . چرا به آنها نگاه نمی کنید ؟ شما کلیت را رها میکنید یعنی جمع بزرگی که الگوی ما هستند را ها می کنید و به سراغ یک مورد     می رویید و به سراغ یک مورد می رویید . حتی در مورد خواستگاری حضرت ، آیا الان خانمها به خواستگاری آقایان می روند ؟ در مورد مهریه چه می گویید ؟ حضرت خدیجه دو ازدواج قبلی داشته اند و فرزندانی هم از این ازدواج داشته اند . این را چه میگویید ؟ آیا این را الگو قرار می دهید ؟ این تاکید درست نیست .
    تجربه من نشان می دهد که این اختلاف سنی مشکل جدی ایجاد میکند بخصوص موردی که خانم جلوی اقتدار آقا را می گیرد . و نمی گذارند آقا ، نقش اتکایی داشته باشد . این یک واقعیت است . تجربه ما نشان میدهد که 90 درصد این ازدواجها مشکل ایجاد     می کند . البته هیچ عامی نیست که تخصیص نخورد .    
  •  درباره ازدواجهای مکرر پیامبر ، مستشرقین برداشت های اشتباهی از این ازدواج ها داشته اند ، شما  درباره  این موضوع توضیح دهید .
     درست می فرمایید . مستشرقین به علت ضعف آگاهی و به جهت عناد و غرض ورزی برداشت هایی کرده اند و تهمت هایی به رسول گرامی اسلام زده اند که ازدواج ها ی مکرر و متنوع ایشان ، جنبه شهوت رانی داشته است در حالیکه این یک تهمت بزرگ  و بی انصافی است . الان هم در اینتر نت بعضی ها به جهت عناد اینرا مطرح می کنند . می خواهند به اسلام اشکل بگیرند و به طرفداری از میسح که ایشان ازدواج نکرده اند و پیامبر یازده ازدواج کرده اند . البته مستشرقین قرن اخیر ، متوجه اشتباه خودشان شدند و عذر خواهی کردند . مستشرقینی که منصف تر و اسلام شناس بوده اند ، کتاب نوشتند و معذرت خواهی کردند. مثل جان پورت که کتابی هم در این زمینه دارد بنام عذر تقصیر به پیشگاه محمد و قرآن . ایشان کتاب نوشتند و از طرف پیشینیان عذر خواهی کردند . کتاب خیلی گویایی است . کارلای می گوید : محمد هرگز شهوت پرست نبوده  و این تهمت بزرگی است . من چند دلیل برای ازدواج مکررپیامبر، جهت روشن شدن ذهن جوانان می آورم . پیامبر در سن بیست و پنج سالگی ازدواج کردند و تا این زمان ، هیچ گونه رابطه ناشایست جنسی ، از محمد ندیده بودند . و پاک ومطهر مانده است . دوم اینکه در سن بیت و پنج سالگی با یک خانم چهل ساله ازدواج کرده است . اگر ایشان شهوتران بودند با یک خانم چهل ساله ازدواج نمی کردند . و بایک جوان با نشاط تری ازدواج می کردند . در ضمن ایشان تا پایان عمر خدیجه ، ازدواجی نداشتند . تا پنجاه و سه سالگی ازدواجی نداشتند . و جالب این است که ده مورد ازدواج ایشان بین پنجاه و سه سالگی و شت و سه سالگی بوده است . چه کسی می آید عنفوان جوانی را کنار بگذارد و در این سن به این کارها روی بیاورد. بعضی از همسران پیامبر مثل اُم سلمه و زینب پنجاه سال عمر داشتند . اگر دنبال شهوترانی بودند نمی آمدند با خانم پنجاه ساله ازدواج کنند . به تایید تمام همسران پیامبر بویژه عایشه که جوانترین همسر پیامبر بوده است ، رفتار جنسی پیامبر با متات و موقرانه بوده است . همه اینها نشان می دهد که این تهمت و بی انصافی است . هر کدام از ازدواج های حضرت حکمت و دلیل داشته است . چند مورد را من عرض می کنم . موردی بوده که حضرتازدواج کردندتا قدرت اسلام بیشتر بشود و این حکومت نوپا تثبیت بشود . مثلا با جُبیره که ار قبیله بنی مصطلق بودند . وقتی پیامبر با او ازدواج کرد بیشتر قبیله مسلمان شدند . گاهی بخاطر این بوده که جلوی توطئه دشمنان گرفته شود . در آن زمان عرف بوده که اگر کسی داماد قبیله ای می شد ، این از خودشان بوده و با او وارد جنگ نمی شدند . با اُم حبیبه دختر ابوسفیان ازدواج کردند و فشارها روی مسلمانان کم شد . بعضی موارد برای سرپرستی بوده است . اُم سلمه که پنجاه سال عمر داشت ، در مدینه غریب بود و سرپرست چهار یتیم بود و شأن بالایی داشت و با کسی ازدواج نمیکرد . در مواردی برای حمایت بوده است . خانمی مسلمان می شده ، شوهرش او را طلاق می داده و قبیله اش او را ترک می کردند و پیامبر با او ازدواج می کرده و در ضمن خانم شأن بالایی داشته و تن به ازدواج با هرکسی نمی داده است . گاهی مبارزه با بدعتها بوده است . پیامبر به دستور خدا با زینب دختر حارثه ، که فرزند خوانده خودش بود ازدواج کرد تا این فکر غلط که شخص نمی تواند با همسر مطلقه فرزند خوانده اش ازدواج کند را از بین ببرد . ازدواج با خانم مسیحی و سوده هم دلیل داشته است . اتفاقا در این ده سال پیامبر مشغله بسیاری داشته و باید رسالت را به سامان می رسانده است . پیامبر شما پیامبر خوبی بوده است . نباید از مستشرقین غرب تاثیر بپذیرید . 
  •  
  •  من از شوهرم چند سال بزرگتر هستم . مشکلات فراوانی هم دارم . حالا بعد از چند سال زندگی  ، چه کار باید بکنم تا مشکلاتم کمتر بشود ؟ 
    ما هشت مشکل احتمالی را مطرح کرده بودیم و گفته بودیم ممکن است پیش بیاید . این خانم ها و آقایانی که این طوری ازدواج کرده اند ، باید سعی کنند مشکلات را از بین ببرند یا به حداقل برسانند . خانم ها چند سال زودتر از آقایان به رشد عقلی می رسند و حالا اگر خانم از آقا بزرگتر باشد ، طبیعی است که رشد عقلانیش بیشتر است ، اینجا چون بُعد فکری پیدا می کنند ، ما به این خانم ها می گوییم شما سعی کنید چند سالی سن عقلی تان را پایین تر از سن تقویمی تان بیاورید که از لحاظ عقلانی با همسرتان مساوی بشوید تا قُرب فکری پیدا بکنید و همسرتان را بیشتر درک بکنید . خانمی که چند سال بزرگتر است  نقش مادر را ایفا می کنند . چند تا پیراهن بیشتر پاره کرده و ناخودآگاه مدیریت را در زندگی از مرد می گیرند و مرد خوشش نمی آید و جلوی اقتدار مرد را می گیرند . برای مرد مادری کند و نصیحتش میکند و از او انتقاد میکند و امر و نهی میکند . خانم آقا را تربیت می کند . طبیعی است که او مرد است و دوست دارد مدیر باشد و می خواهد مسئول خانواده باشد . مدیریت خانه با خانم است و مدیریت کارهای بیرون و کلان با آقا است . خانمها اجازه بدهند که مردشان ، مردانگی کند . خانم ها بعد از بارداری به کتاب ها مراجعه کنند تا نشاط و شادابی شان را حفظ کنند . چون       خانم هایی که سنشان از مردشان بیشتر است ، بیشتر حرص می خورند چون از مردشان مواردی را می بینند و حرص می خورند . حساسیت هایتان را کمتر کنید . در سنین بالا چون هورمونهای زنانه فروکش می کند ، ممکن است به غریزه ها مردشان توجه نکنند این قضیه را جدی بگیرد . در اینجا قیاس به نفس میکند و فکر می کند چون خودش احتیاج ندارد ، مردش هم احتیاج ندارد . این غریزه مرد تا آخر عمر باقی می ماند . و این هم حکمت دارد . سلایق و علایق این دو با هم فرق میکند. برای اینکه مشکلاتتان کمتر بشود ، علایق مردتان را در نظر بگیرید و از سلایق خودتان پایین بیایید و با همسرتان هم سطح بشوید . خانم ها در سن بالاتر حالت انفعالی دارند ولی آقایان در سن پاینتر فعال تر هستند . شما چاره ای اندارید که فعال تر بشوید . آقا سنش کمتر است    می خواهد رفت وآمد کند و به مسافرت برود . البته این ها کلیت دارد ولی عمویت ندارد . ممکن است خانمی سنش خیلی بالا باشد و علاقه به مسافرت هم داشته باشد ولی یک حالت انفعالی در آنهایی که سنشان بالاتر است ، وجود دارد . خانم ها از این جهت هم همرا ه بشوند . خانم هایی که سنشان بالاتر است ، انعطاف پذیری شان هم کمتر است و آقایی که سنش پایین تر است ، انعطاف پذیرتر است . ما توصیه می کنیم خانمی که سنش بالاتر است کمی انعطاف به خرج بدهد . در پیشنهاداتی که مرد به آنها میکند ، خیلی سخت نگیرند . در اشتباهاتی که مردشان می کند ، انعطاف داشته باشند . خیلی قاطعیت نداشته باشند . اگر این نکات مد نظرتان باشد ، مشکلات کمتر میشود و زندگی خوبی خواهید داشت . اگر ما هشدار دادیم برای این بود که بگوییم این مشکلات هم هست . در اینجا آقایان هم وظیفه دارند به نیازهای همسر خودشان برسند و معرفت خودشان را بالا ببرد . تقوی خودشان را بیشتر کنند . این جلوی بیراهه رفتن شما را می گیرد . یک معرفتی شبیه رسول اکرم که پانزده سال از همسرشان کوچکتر بودند و تا آخر عمر به ایشان وفادار ماندند . زندگی پر از عشق و صمیمت داشتند و با آن تقوی ، هیچ گاه به بیراهه نرفتند .
  •  اختلاف سنی در ازدواج باید چند سال باشد تا آن ازدواج موفق باشد؟
    بهتر است خانم بین سه تا هفت سال از آقا کوچکتر باشد چون رشد عقلانی خانمها زودتر شکل می گیرد و بلوغ جنسی خانمها هم زودتر شکل می گیرد و باید نیازهای خانمها زودتر پاسخ داده شود اما عدد سه تا هفت ، وحی مُنزَل نیست و اصول ثابت صد درصدی نیست و این عدد قابل انعطاف است . مثلا امکان دارد در جایی هشت سال باشد و در اینجا اگر بقیه موارد ، مطلوب و محیا باشد ، هشت سال تفاوت هم خوب است یا تفاوت یک سال هم خوب است و مشکلی پیش نمی آورد ولی اگر اختلاف سنی بیشتر از اینها باشد خوب نیست مثلا خانم هجده ساله با آقای بیست و هشت ساله مشکل پیدا      می کند  ولی خانم بیست و پنج ساله با آقای سی و پنج ساله مشکلی ندارند در صورتی که اختلاف سنی هردوی آنها ده سال است در اولی خانم هجده ساله یک نوجوان است و    می خواهد بچگی کند یا شور و نشاط زیاد دارد ولی آقا تقریبا این مراحل را گذرانده است . درمثال دوم خانم و آقا مال یک دنیا هستند و می توانند با هم کنار بیایند. اگر خانم سه تا هفت سال از آقا بزرگتر باشد مشکل ایجاد شده و ما هم مخالف هستیم چون در اینجا خانم، جلوی اقتدار مرد را می گیرد و دائما امر و نهی می کند و مادر آقا می شود .مثلا به او می گوید : دیر نکنی ، نان یادت نره و از این امر و نهی ها که مرد هم از آنها ناراحت می شود و چون خانم چند سال بزرگتراست ، تجربه ی بیشتری دارد و رشد عقلانی او هم بیشتر است پس خانم مدیریت می کند و این بد است زیرا مدیریت با آقا است و اقتدار مرد شکسته می شود . در اینجا جایگاه ها عوض می شود و نیز خانم بالای بیست و هفت سال با یک زایمان شکسته شده و شادابی خود را از دست می دهد ولی آقا سه یا چهار یا پنج سال کوچکتر است پس بانشاط تر است و امکان دارد ، خدای نخواسته سر و گوشش بجنبد و دچار مشکل شود و با تمام این حرفها خانمها ، رنج خواهند برد . در سنین بالا هورمونهای جنسی خانم فروکش می کند و وقتی خانم کوچکتر باشد سالهای بیشتری به نیازهای آقا جواب می دهد چون نیازهای غریزی مردان تا آخر عمر ثابت   می ماند و با این مشکل آقا سالهای سالها از این نیاز محروم می شود و مشکلات بوجود می آید . بعضی افراد می گویند که مادر پسر خودش به خواستگاری آمده ولی بعدا حمایت نکرده و عرف هم نمی پذیرد . وقتی زوجی در جمع قرار می گیرند باید دیگران متوجه شوند که آنها زن و شوهر هستند و نه برادر با خواهر بزرگتر. خانمی می گفتند که من هفت سال از شوهرم بزرگتر هستم . یک روز برای خرید به مغازه ای رفتیم و مغازه دار لباسهای زیادی روی پیشخوان گذاشت و به شوهرم توصیه می کرد که فلان لباس را بردار چون خیلی خوب است و در این میان دائما به من هم می گفت : شما شاهد باشید که من چه قدر به پسرتان اصرار می کنم و پسرتان قبول نمی کند ، مادر بعدا گله نکنید و من در آنجا داشتم می ترکیدم و نمی توانستم بگویم که این آقا ، شوهرم است و این برای خانمها خیلی سخت است . دو سوم جامعه شناسان اعتقاد دارند که بزرگتر بودن خانمها اشتباه است . البته این کار یک پدیده ی نوظهور است که بعد از بیست سال     می توان به نتیجه رسید .




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


پنجشنبه 30 آبان 1392 :: نویسنده : بهنام کلانی
                     اگردردوران تحصیل دردانشگاه از فردی خوشمان بیایدوبه اوعلاقه مندشویم برای اینكه مرتكب گناه واشتباه نشویم چگونه وازچه راه صحیحی می توانیم ابرازعلاقه كنیم خواهشمنداست راه صحیح رابه جوانان نشان دهیدتامنحرف نشوند .باتشكرفراوان .

مرا می‌بینی و هر دم زیادت می‌كنی دردم
تو را می‌بینم و هر دم زیادت می‌شود میلم
خواهر گرامی از حسن اعتماد شما به این مجموعه و اینكه چنین مساله مهمی از زندگیتان را صادقانه با ما در میان گذاردید، خدا را شاكریم و سعی می كنیم با راهكارهای ارسالی، شما را در عبور از این مشغله ذهنی یاری دهیم.
این شعر را حتما شنیدید:
زدست دیده و دل هر دو فریاد
كه هر چه دیده بیند دل كند یاد
بسازم خنجری نیشش ز فولاد
زنم بر دیده تا دل گردد آزاد
دانشجوی محترم یكی از نیازهای اساسی زندگی انسان، تعامل و ارتباط با دیگران است. انسان در طول رشد خود، پیوسته برای بقا و پیشرفت خویش، محتاج ارتباط با دیگران است كه بین این امر با سلامت، رابطه‌ای نزدیك وجود دارد. تمام انسانها به دنبال یافتن كسانی هستند كه با آنها احساس خوشبختی كنند و از زندگی با آنها لذت ببرند و در كنارشان منفعت بیشتری كسب كنند. در بین این ارتباطات انسانی، نیاز به ارتباط با جنس مخالف هم در مقطعی از زندگی انسان مطرح می‌شود و این زمانی است كه پسر و دختر تصمیم می‌گیرند همسر آینده خود را انتخاب كنند. در این ارتباط مقطعی ـ كه لازمه شناخت از همدیگر است ـ اصولی مطرح است.
باید توجه داشت نیروی پیوندجویی دو جنس مخالف، دلدادگی‌های پسرانه و دلبری‌های دخترانه و دلبستگی‌های دو طرف، همیشه در قشر جوان وجود داشته است. البته این ارتباطها و علاقه‌ها می‌تواند منشا تشكیل خانواده و بقای نسل و ادامه حیات می‌شوند، با این حال باید در چارچوب اصول اخلاقی و شرعی باشد.
گاهی این علاقه درونی به جنس مخالف و نیاز به ارتباط با او، از چارچوب هنجارهای دینی خارج می‌شود و به سوی بی‌عفتی و گناه كشیده می‌شود كه این امر بسیار ناشایست و غیر اخلاقی است و تبعات غیر قابل جبرانی را درپی خواهد داشت.
ابراز علاقه دختر به پسر قبل از ازدواج، جدای از بحث شرعی از نظر عقلی هم مضراتی مخصوصا برای دختر دارد. لطفا به كلام شهید مطهری توجه كنید:
«غریزه مرد طلب و نیاز است و غریزه زن جلوه و ناز... طبیعت، مرد را مظهر عشق و تقاضا آفریده است و زن را مظهر مطلوب بودن و معشوق بودن. طبیعت، زن را گل و مرد را بلبل، زن را شمع و مرد را پروانه قرار داده است. این یكی از تدابیر حكیمانه و شاهكارهای خلقت است كه در غریزه مرد نیاز و طلب و در غریزه زن ناز و جلوه قرار داده و خلقت جسمانی زن را در مقابل نیرومندی جسمانی مرد با این وسیله جبران كرده است. خلاف حیثیت و احترام زن است كه به دنبال مرد بدود. برای مرد قابل تحمل است كه از زنی خواستگاری كند و جواب رد بشنود و آن‌گاه از زن دیگری... اما برای زن كه می‌خواهد محبوب و معشوق و مورد پرستش باشد و از قلب مرد سر در آورد تا بر سراسر وجود او حكومت كند قابل تحمل و موافق غریزه نیست كه مردی را به همسری خود دعوت كند و احیانا جواب رد بشنود و سراغ مرد دیگری برود».

شما به خوبی می‌دانید در امر ازدواج نباید قبل از انتخاب، عاشق و دلباخته‏ی كسی شد (نه پسر نسبت به دختر و نه دختر نسبت به پسر) البته علاقه در حدّی كه انگیزه‏ای شود برای انتخاب اشكالی ندارد بلكه لازم است. اما اگر این علاقه تبدیل به عشق شد مشكلات زیادی از جمله فقدان شناخت درست و واقع بینانه از طرف مقابل را به دنبال خواهد داشت؛ زیرا روح حاكم بر این گونه احساسات و علاقه مندی ها، عشق‏ورزی كور است نه خردورزی. پای خرد و عقل در میدان عاشقی لنگ است. امام علی علیه السلام می‏فرمایند: «حبّ الشّیء یعمی و یصمّ»، دوست داشتن چیزی انسان را كور و كر می كند. در حالی كه تصمیم‏گیری درست در مورد ازدواج با فرد خاص، تنها با تكیه بر عقلانیّت و خردورزی ممكن است. چنین علاقه مندی هایی راه عقل را مسدود و چشم واقع بین انسان را كور می‏سازد و اجازه نمی‏دهد تا یك تصمیم صحیح و پیراسته از اشتباه گرفته شود.
البته ما معتقدیم كه عشق باعث نشده كه شما چشم به روی واقعیات ببندید و همین اقدامات شما نشان‌دهنده ذهن منطقی و اراده قوی شما دارد. این مطلب را محض اطلاع عرض كردیم، امیدواریم ناراحت نشوید.
خواهر گرامی ما كاملا وضعیت و احساس شما را درك می‌كنیم؛ با اینكه یقین داریم عشق و علاقه شما، از صفای باطن شما سرچشمه گرفته، باید عرض كنیم ازدواج و انتخاب همسر مسئله بسیار مهم و سرنوشت سازی است از این رو باید در یك حالت عادی و به دور از احساسات و بر اساس معیارهای صحیح انجام گیرد. دوران جوانی دوران هیجانات و كشش‌های خاص روحی است و نیاز به ارضای این هیجانات، افراد مختلف را برحسب نوع تفكرات و اعتقاداتشان به سمت فعالیتهای مختلف سوق میدهد . اما آنچه مهم است حركت این گرایشها به سمت راههای درست عقلی و شرعی برای ارضاء شدن است یعنی همان ازدواج كه امیدواریم به زودی شما با موفقیت این مرحله حساس و سرنوشت ساز زندگی را شروع و پشت سر بگذارید.
خواهر گرامی، با توجه به سوال شما و وضعیتی كه در آن قرار دارید، نكاتی را تقدیمتان می‌كنیم، امیدواریم راهگشا باشد؛
1. ازدواج یكی از مهم ترین حوادث و رویدادهای زندگی است و نقش مهمی در سرنوشت، سعادت و خوشبختی انسان دارد، مضافاَ بر این كه اگر به نحو صحیح انجام پذیرد، بسیاری از نیازهای انسان اعم از عاطفی و جنسی را تأمین و باعث آرامش روحی انسان می شود. علاوه بر این كه پیوند ازدواج میثاقی است كه دامنه آن می‎تواند تا جهان آخرت گسترده باشد، البته به شرطی كه بر اساس دستور خدا و همراه با تفكر و دوراندیشی باشد. پس انتخاب صحیح از شرایط ضروری یك ازدواج موفق است.
2. برای اینكه انتخاب خوبی داشته باشیم به متون دینی مراجعه می‌كنیم:
در آموزه‌های دین اسلام درباره معیارها و ملاك‌های انتخاب همسر با دو گونه ویژگی روبرو هستیم؛
الف) معیارهای درجه اول: ویژگی‌های ضروری و حتمی كه بدون آنها، زندگی به سر و سامان درستی نمی‌رسد.
ب) معیارهای درجه دوم: ویژگی‌هایی كه باعث سازگاری، كمال و موفقیت بیشتر در زندگی می‌شوند؛
از معیارهای درجه اول می توان به دین‌داری، اخلاق نیكو، تقوا و پرهیزگاری، سلامت جسمانی و روانی، اصالت و شرافت خانوادگی اشاره كرد.
بقیه شرایط جزو معیارهای درجه دوم قرار می گیرند مانند: تناسب در زیبایی، تناسب فرهنگی، فكری، تحصیلی، همتایی جسمانی و جنسی، تناسب سنی، هم‌طرازی خانوادگی، مالی، اجتماعی.
3. از شما می‌خواهیم كه در فضایی كاملا منطقی و به دور از عشق و علاقه به طرف مقابل، با توجه به ملاك‌ها ببینید آیا باز ایشان را برای همسری خود، مناسب می‌دانید یا نه؟ اگر جوابتان منفی است كه هیچ، فقط شاید بپرسید كه فراموش كردنش سخت است، ما هم قبول داریم ولی می‌شود و راهكارهایی هم دارد(كه در صورت نیاز می‌توانید آنها را از ما بخواهید) مثلا میگن: زدل برود هر كه زدیده برفت.
4. اما اگر باز به این نتیجه رسیدید كه ایشان تمام ویژگی‌های لازم را دارد و بهتر از او دیگه وجود نداره؛ چند راه وجود دارد: یكی اینكه خودتان به او بگویید؛ كه ما این راه را اصلا توصیه نمی‌كنیم زیرا ممكن است تبعاتی برای شما داشته باشد مثلا؛ در مورد شما قضاوت‌های نادرستی شود یا جواب منفی بشنوید و از نظر روحی اذیت شوید و بعدش خودتان را نبخشید یا ... راه دوم این است كه واسطه بفرستید؛ بتوانید فردی را كه برای این كار صلاحیت دارد پیدا كنید مثلا یكی از اساتید خانم در دانشگاه را برای این كار واسطه كنید یا یك دانشجوی خانم كه ازدواج كرده باشد یا ... راه حل بعدی در میان گذاشتن با والدین است و راه آخر كه شاید بگویید خیلی سخته این است كه صبر كنید؛ شاید بگویید تا كی؟ می‌گوییم خدا بهتر می‌داند(به این نكته حتما توجه داشته باشید كه این قضیه یك آزمون الهی برای شماست پس سعی كنید موفق از این آزمون بیرون بیایید و اگر لازم است چند ماه صبر كنید حتما با توكل بر او با اعتماد به نفس بالا این كار را بكنید). به نظر می‌رسد اگر واقعا این آقا هم مانند شما علاقه‌مند به این ازدواج باشد، بزودی اقدام می‌كند. توجه دارید كه در ازدواج باید عشق دو طرفه باشد.
5. خواهر گرامی اگر بخواهید هر چه زودتر از این بلاتكلیفی در بیایید و بدانید كه چه باید بكنید و آیا این علاقه دوطرفه است یا نه، باید یك واسطه مطمئن و رازدار پیدا كنید تا با ایشان صحبت كند و نظر این آقا را در مورد اصل ازدواج، و اینكه آیا موردی را سراغ داره یا نه، و معرفی كردن شما به ایشان به طور كاملا غیر مستقیم و حساب شده بپرسد. اگر همه چیز به خوبی پیش رفت و نظرش مثبت بود، قبل از اینكه بخواهید كاری انجام بدهید یا با هم صحبت كنید، توصیه می‌كنیم خانواده خود را از این موضوع مطلع كنید. مثلا به پدر و مادر عزیزتان بگویید كه متوجه شدید فلانی به شما علاقه مند شده و قضیه را تشریح كنید كه چنین پسری است(شاید هم بزودی به خواستگاری بیاید) و...
6. از آنها یا افراد با تجربه و مطمئن و رازدار بخواهید كه در مورد ایشان تحقیق بیشتری انجام بدهند.
7. به نتیجه تحقیقات و نظرات پدر و مادرتان در این مورد و همه قضایای دیگر احترام بگذارید و از صمیم قلب بپذیرید.
8. به صحبت‌های آنان به دید یك مشاور دلسوز، آگاه، باتجربه و رازدار نگاه كنید.
9. اگر نتیجه تحقیقات خوب بود كه ما امیدواریم چنین خواهد بود همان گونه كه خود شما هم فرمودید. پس از طریق همان واسطه بخواهید كه با خانواده شما صحبت كنند(والدین ایشان با والدین شما صحبت كنند) و در صورت اجازه دادن والدین شما، رسما به خواستگاری شما بیایند.
10. پس صحبت و قرار و مدار قبل از انجام خواستگاری رسمی را تأیید و توصیه نمی‌كنیم چون مضراتی را برای هر دو، مخصوصا برای شما خواهد داشت. مثلا شاید خانواده شما با این ازدواج موافقت نكنند یا نتیجه تحقیقات بد باشد یا ...
11. پس از خواستگاری با نظارت والدین می‌توانید با آرامش با هم صحبت كنید، البته در خانه نه در دانشگاه. چون هر كاری یك قوانینی دارد، ازدواج هم یك سری قوانینی دارد كه مهترین قانون آن خواستگاری است و خود خواستگاری هم ضوابطی دارد(كه در صورت تمایل در مكاتبات بعدی آنها را از ما بخواهید).
12. ما دلیلی برای ابراز علاقه خود به ایشان نه از نظر شرعی و نه از نظر عقلی نمی‌بینیم لذا با توجه به موارد مشابه و تجربه خدمت شما عرض می‌كنیم كه علاقه خود را ابراز نكنید زیرا چه بسا از علاقه شما سوء استفاده شود یا در مورد شخصیت شما برداشت‌های غلطی صورت بگیرد و یا جواب منفی بشنوید و ... آن موقع دیگر شاید خودتان را نبخشید و افسوس هم فایده‌ای نخواهد داشت.
13. با نزدیكی به خداوند آرامش خود را بالا ببرید و تا فراهم شدن زمینه ازدواج با همسر دلخواه خود سعی كنید عشق و علاقه و محبت خود را ذخیره كنید و پس از ازدواج یك عمر از یك زندگی شیرین و بدون گناه قبلی، لذت ببرید.
14. تا انشاالله شرایط ازدواج بزودی برایتان فراهم می شود سعی كنید با تكیه و توكل بر خدا و توسل به اهل بیت علیهم السلام از خدا بخواهید كه هرچه خیر و مصلحت شما در آن است، نصیب و روزیتان كند.
ما برای شما و همه جوانان عزیز آرزوی موفقیت و سعادت مخصوصا در زمینه ازدواج داریم. امیدواریم شما هم با توجه به ذهن منطقی‌ای كه دارید و با مشاوره با افراد دلسوز و از همه مهمتر با تكیه و توكل به خدای قادر و مهربان هر چه زودتر زندگی مشترك و سراسر نشاط و شادكامی خود را با نیمه گمشده‌تان، زیر سایه لطف امام زمان علیه السلام آغاز كنید.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


چگونه به دختر مورد علاقه ی خود ابراز عشق کنیم.

۱۰ نکته برای نزدیک شدن به خانم های مجرد

اکثر آقایون نمی دانند وقتی می خواهند به دختری نزدیک شوند چه باید بگویند. به همین خاطر تصمیم گرفتیم شما را در این زمینه راهنمایی کنیم.


وقتی دختری که از او خوشتان می آید را می بینید، چه می کنید؟ می دوید و پنهان می شوید؟ از آن جمله های کلیشه ای تحویلش می دهید؟ یا با ترس همانجا می ایستید و نمی دانید که چه باید بگویید؟ اما بهترین چیزی که باید بگویید چیست؟


اکثر آقایون در نزدیک شدن به خانم ها بزرگترین اشتباهشان این است که بیش از اندازه فکر می کنند که چه باید بگویند. تصورشان این است که یک کلام جادویی وجود دارد که در همه موقعیت ها جواب می دهد. این کلام جادویی را تمرین کرده و وقتی به فرد مورد نظرشان تحویل می دهند انتظار دارند که آن خانم فوراً جذب آنها شود.


اما متاسفانه این روش به ندرت عمل می کند. چون معمولاً بیشتر حرفهایی که می زنید بی ربط است. در جلب توجه یک خانم کلید کار اعتماد به نفسی است که به او نشان میدهید.
در زیر به ۱۰ راه مطمئن برای برقراری ارتباط با خانم ها اشاره می کنیم:

 


۱) به محیط دقت کنید. درمورد چیزی که در محیط اطراف می بینید نظری بدهید. این روش مخصوصاً در فروشگاه و مغازه خیلی موثر است. مثلاً اگر او می خواهد یک ساندویچ مرغ سفارش دهد، از او بپرسید که ساندویچ مرغ های آن مغازه خوب هستند یا نه. نظرتان را فوری در آن موقعیت خاص ابراز کنید تا کاملاً طبیعی به نظر برسد. مهم نیست که کجا باشید، همیشه نکته جالبی برای نظر دادن وجود دارد.

 


۲) لبخند بزنید. اینکار به او نشان می دهد که اعتماد به نفس دارید و رفتاری دوستانه دارید. یک لبخند طبیعی نه تنها به خودتان احساس خوبی می بخشد، بلکه برقراری رابطه را برای فرد مقابل نیز راحت تر می کند.


۳) دست دست نکنید. اگر برای نزدیک شدن به او تامل کنید، نشان می دهد که اعتماد به نفس ندارید و او فوراً نظر منفی راجع به شما پیدا خواهد کرد. وقتی او را می بینید، بعد از مدت زمان کمی به سمت او بروید و به او نشان دهید که مردی هستید که می داند چه می خواهد و دنبال آن رامی گیرد.

 


۴) زبان بدن مثبت. اگر قوز کرده و سر رو به پایین به او نزدیک شوید، اطلاعات منفی درمورد خودتان به او منتقل خواهید کرد. پس صاف بایستید، شانه ها را عقب و سینه را جلوب دهید و محکم و البته ریلکس راه بروید.

 


۵) نه خیلی سریع. اگر خیلی تند راه بروید، زنگ هشدار درونی او به صدا در خواهد آمد. سعی کنید آرام و عادی به او نزدیک شوید و این بهترین راه برای ایجاد حس راحتی در فرد مقابلتان است.

 


۶) ارتباط چشمی برقرار کنید. هیچوقت شما اولین کسی نباشید که ارتباط چشمی را وقتی نزدیک می شوید قطع کند. اگر چنین کاری بکنید، طرف مقابل تصور خواهد کرد از اینکه به او نزدیک شده اید احساس خوبی ندارید. وقتی از ارتباط چشمی قوی استفاده کنید، بیشتر به سمتتان کشیده خواهد شد. با تمرین در اینکار استاد خواهید شد.


۷) گوش دهید. حتماً به حرفهایی که می زند خوب گوش دهید. هیچوقت جواب او را قبل از اینکه خوب درموردش فکر کرده باشید به زبان نیاورید. خانم ها عاشق مردهایی هستند که به جزئیات حرفهای آنها هم خوب گوش می دهد.

 


۸بی قرار نباشید. لول خوردن و بیقرار بودن بعد از اینکه به فرد مورد نظرتان نزدیک شدید نشان می دهد که احساس راحتی نمی کنید. در اینصورت طرفتان هم چنین احساس پیدا می کند و بحث را ختم می کند. باید مراقب حرکاتتان باشید. حرکاتی انجام دهید که اعتماد به نفس و راحتی شما را به طرفتان مخابره کند نه ناراحتی و بی قراریتان را.

 


۹) تن صدایتان را ملایم کنید. تن صدایتان ابزار بسیاری قوی است. بهترین راه این است که با صدایی آرام و در ضمن شوخ به او نزدیک شوید. همچنین می توانید با صدایی جدی شروع کنید و بگویید “امیدوارم کمی از ساندویچ را برای من نگه داشته باشید” و با لبخندی در ادامه آن به او بفهمانید که شوخی می کرده اید. همراه با دوستانتان روی تن صدایتان تمرین کمید.

 


۱۰) با فاصله ازاو بایستید. مردهایی که موقع حرف زدن خیلی به سمت زن مورد نظرشان خم می شوند باعث می شوند که احساس ناراحتی به فرد مقابل دست بدهد. بهتر است کمی عقب تر بایستید و این باعث می شود نشان دهید که به حریم او احترام قائلید و از خودتان نیز مطمئن هستید.
رمز موفقیت در استفاده از این روش ها این است که تمرین کنید. این نکات را امتحان کنید و ببینید چه واکنشی دریافت می کنید. وقتی همه آنها را یکجا استفاده کنید مطمئن باشید که بهترین نتیجه عایدتان خواهد شد.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


متوسط درامد ماهیانه هر ایرانی بنابر اعلام بانک مرکزی 730هزار تومان تومان در ماه است.معلمانی در این سطح بیش از 20 میلیون تومان در ماه حقوق دریافت می کنند.گرانترین بازیکنان لیگ بیش 75 میلیون تومان به صورت متوسط در هر ماه درآمد دارد
میزان متوسط درامد ماهیانه هر ایرانی بنابر اعلام بانک مرکزی 730هزار تومان تومان در ماه است که بر اساس همین آمار متوسط هزینه های ماهیانه هر خانواده ایرانی نیز حدود یک میلیون تومان در ماه اعلام شده است که مقایسه این دوعدد از کسری بودجه بیش از 300 هزارتومانی هر خانواده ایرانی حکایت دارد.

به گزارش گروه اجتماعی «فردا» , با این حساب اگر از موضوع درآمد متوسط هر ایرانی بگذریم و نگاهی اجمالی به مشاغل مختلف جامعه در سطوح مختلف داشته باشیم ، اختلاف طبقاتی و فاصله درآمدی اقشار مختلف مردم بیش از پیش نمایان می شود و این در حالی است که فاصله درآمدی بین افراد هم شغل و حتی دارای تحصیلات برابر نیز در مواردی بسیار قابل توجه و چشم گیر است.

گزارش پیش رو حاصل بررسی خبرنگار «فردا» از بین مشاغل مختلف و اطلاعات موثقی است که از طریق منابع گوناگون به دست آمده است .

معلم ؛ 645 هزار تا 20 میلیون تومان در ماه
درآمد متوسط هر معلم ایرانی در ماه به صورت رسمی 645 هزار تومان اعلام شده است ولی با این همه برخی معلمان جوان بدون قرارداد و به صورت حق التدریس و ساعتی درآمدی حدود 250 تا 300 هزار تومان در ماه را دارا هستند.

در این میان دبیران ممتاز , مشهور , مولف و نویسنده کتابهای کنکور و شاغل در موسسات خصوصی درآمد ماهیانه بین 3 تا 20 میلیون در ماه را به صورت متوسط ماهیانه کسب می کنند.

م – شیرازی ، مدیر یک دبیرستان غیر انتفاعی مشهور در منطقه 3 تهران می گوید یک دبیر مشهور برای دروس اصلی رشته های ریاضی فیزیک ، تجربی و انسانی برای هر ساعت تدریس حدود 50 تا 100 هزار تومان را به صورت میانگین دریافت می کنند که این مبلغ در ایام کنکور و امتحانات بیشتر نیز می شود .

با این حساب محاسبه رقم متوسط دریافتی معلمانی در این سطح بیش از 20 میلیون تومان در ماه برآورد می شود که البته تعداد اینگونه دبیران شاید کمتر از 1 درصد کل معلمان کشور را شامل شود.

بازیکن فوتبال لیگ برتری 33 تا 70 میلیون در ماه
سقف قرارداد بازیکنان لیگ برتر 400 میلیون تومان است که بدون احتساب حقوق ماهیانه رقمی بیش از 33 میلیون در ماه را نشان می دهد , البته برخی بازیکنان جوان تیم های شهرستانی قرارداد هایی حدود 100 میلیون تومان و شاید کمتر نیز منعقد کرده اند .

بررسی ها و اخبار غیر رسمی نشان می دهد گرانترین بازیکنان لیگ با رقم قرارداد سالیانه 800 میلیون تومانی و حقوق ماهیانه 3تا 4 میلیونی در ماه ، حدود 75 میلیون تومان به صورت متوسط در هر ماه درآمد دارد که البته در موضوع درآمد بازیکنان فوتبال , حق باشگاه ها , دلال ها و برخی مربیان و مدیران و ... را هم باید در نظر گرفت.

نمایندگان مجلس 1 میلیون تومان در ماه ، البته ...
علی لاریجانی رئیس مجلس ، در اظهار نظری رسمی گفته است حقوق نمایندگان مجلس کمتر از 1 میلیون تومان در ماه است که البته در کنار این موضوع پرداخت حق مسکن ، هزینه سرکشی به حوزه های انتخابی و ... را هم باید در نظر گرفت که در نهایت نمی توان به صورت شفاف گفت یک نماینده مجلس تنها بابت سمت نمایندگی خود در مجلس و فارغ از مشاغل و فعالیت های خارج از این مسئولیت چه میزان درآمد ماهیانه دارد.

بازیگر سینما و تلویزیون 3 تا20 میلیون تومان در ماه
بازیگران سینما و تلویزیون غالبا به صورت پروژه ای قرارداد هایی را با تهیه کنندگان منعقد می کنند که بر حسب اعتبار و شهرت بازیگر , مدت زمان پروژه و ... متفاوت است. دستمزد یک بازیگر زن سوپر استار و پر کار تا 100 میلیون تومان برای یک فیلم هم می رسد ولی اغلب بازگران زن مطرح سینما رقمی حدود 30 تا 50 میلیون تومان را برای هر فیلم دریافت می کنند.

در این دستمزد بازیگران هم سطح مرد به طور معمول 30 تا 40 درصد از بازیگران زن بیشتر است و در مواردی به 200 میلیون تومان برای یک فیلم نیز می رسد که در مجموع می توان درآمد 3 تا 15 میلیون تومانی ماهانه را برای بازیگران مطرح سینما با یک فیلم در سال در نظر گرفت که البته با دیگر بازیگران کم کار و کمتر مورد توجه تفاوت زیادی دارد.

به گفته ع- ش یکی از تهیه کنندگان سینما در حال حاضر یک بازیگر زن 7 تا 8 فیلم را برای یک سال در کارنامه خود دارد که مجموع رقم قرارداد های آن حدود 250 میلیون تومان را شامل می شود و البته یک بازیگر پیشکسوت هم در سال جاری و از سر نیاز تنها با رقم 800 هزار تومان حاضر شده در یک فیلم بازی کند.

خبرنگاران و روزنامه نگاران ؛ 350 هزار تا 1 میلیون تومان در ماه
یک خبرنگار متوسط در یک خبرگزاری یا روزنامه رقمی حدود 350 الی 500 هزار تومان برای هر ماه حقوق دریافت می کند که این رقم برای دبیران سرویس ها حدود 600 تا 750هزار تومان در ماه است و دبیر تحریریه , سردبیر و سمت های مشابه غالبا حدود 1 میلیون تومان یا بیشتر حقوق ماهانه دریافت می کنند. البته در این بین نامرتب بودن زمان پرداخت حقوق , فقدان امنیت شغلی ، کمبود فرصت و کلا شرایط نامطمئن کاری را نیز در نظر گرفت .
در این بین همچنین هدیه ها گاه و بی گاه برخی سازمان ها , هزینه مطالب و اخبار سفارشی و مسائلی از این دست را نیز نمی توان نادیده گرفت که البته عمومیت ندارد. 




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


یکشنبه 19 آبان 1392 :: نویسنده : بهنام کلانی

ایراد دیگری که بر حجاب گرفته اند این است که موجب سلب حق آزادی که یک حق طبیعی بشری است می گردد و نوعی توهین به حیثیت انسانی زن به شمار می رود.

می گویند احترام به حیثیت و شرف انسانی یکی از مواد اعلامیه حقوق بشر است. هر انسانی شریف و آزاد است، مرد باشد یا زن، سفید باشد یا سیاه، تابع هر کشور یا هر مذهبی باشد. مجبور ساختن زن به اینکه حجاب داشته باشد بی اعتنایی به حق آزادی او واهانت به حیثیت انسانی اوست و به عبارت دیگر ظلم فاحش است به زن. عزت و کرامت انسانی و حق آزادی زن، و همچنین حکم مطابق عقل و شرع به اینکه هیچ کس بدون موجب نباید اسیر و زندانی گردد، و ظلم به هیچ شکل و به هیچ صورت و به هیچ بهانه نباید واقع شود، ایجاب می کند که این امر از میان برود.

پاسخ : یک بار دیگر لازم است تذکر دهیم که فرق است بین زندانی کردن زن در خانه و بین مووظف دانستن او به اینکه وقتی که می خواهد با مرد بیگانه مواجه شود پوشیده باشد. در اسلام محبوس ساختن و اسیر کردن زن وجود ندارد. حجاب در اسلام یک وظیفه ای است بر عهده زن نهاده شده که در معشرت و برخورد با مرد باید کیفیت خاصی را در لباس پوشیدن مراعات کند. این وظیفه نه از ناحیه مرد بر او تحمیل شده است و نه چیزی است که با حیثیت و کرامت او منافات داشته باشدو یا تجاوز به حقوق طبیعی او که خداوند برایش خلق کرده است محسوب شود.

اگر رعایت پاره ای مصالح اجتماعی ، زن یا مرد را مقید سازد که در معاشرت روش خاصی را اتخاذ کنند و طوری راه بروند که آرامش دیگران را بر هم نزنند و تعادل اخلاقی را از بین نبرند چنین مطلبی را زندانی کردن یا یا بردگی نمی توان نامید و آن را منافی حیثیت انسانی و اصل آزادی فرد نمی توان دانست.

   در کشور های متمدن جهان در حال حاضر چنین محدودیت هایی برای مرد وجود دارد. اگر مردی برهنه یا در لباس خواب از خانه خارج شود و یا حتی با پیژامه بیرون آید، پلیس ممانعت کرده به عناون اینکه این عمل بر خلاف حیثیت اجتماع است او را جلب می کند. هنگامی که مصالح اخلاقی و اجتماعی، افراد اجتماع را ملزم کند که در معاشرت اسلوب خاصی را رعایت کنند مثلا با لباس کامل بیرون بیایند، چنین چیزی نه بردگی نام دارد و نه زندان، و نه ضد آزادی و حیثیت آزادی است و نه ظلم و ضد حکم عقل به شمار می رود. 

برعکس، پوشیده بودن زن – در همان حدودی که اسلام نعیین کرده است – موجب کرامت و احترام بیشتر اوست، زیرا او را از تعرض افراد جلف و فاقد اخلاق مصون می دارد.

شرافت زن اقتضاء می کند که هنگامی که از خانه بیرون می رود متین و سنگین و با وقار باشد، در طرز رفتار و لباس پوشیدنش هیچگونه عمدی که باعث تحریک و تهیج شود به کار نبرد، عملا مرد را به سوی خود دعوت نکند، زباندار لباس نپوشد، زباندار راه نرود، زبان دار و معنی دار به سخن خود آهنگ ندهد. چه آنکه گاهی اوقات ژست ها سخن می گویند، راه رفتن انسان سخن می گوید، طرز حرف زدنش یک حرف دیگری می زند.

ممکن است زن یک طرز لباس بپوشد یا راه برود که اطوار و افعالش حرف بزند، فریاد بزند که به دنبال من بیا،سر به سر من بگذار، متلک بگو، در مقابل من زانو بزن، اظهار عشق و پرستش کن. آیا حیثیت زن ایجاب می کند که اینچنین باشد؟ آیا اگر ساده و آرام بیاید و برود، حواس پرت کن نباشد و نگاه های شهوت آلود مردان را به سوی خود جلب نکند، برخلاف حیثیت زن یا بر خلاف حیثیت مرد یا بر خلاف مصالح اجتماع یا بر خلاف اصل آزادی فرد است؟

آری اگر کسی بگوید زن باید د خانه حبس و در را به رویش قفل کرد و به هیچ وجه اجازه بیرون رفتن از خانه به او نداد، البته این با آزادی طبیعی و حیثیت انسانی و حقوق خدادای زن منافات دارد. چنین چیزی در حجاب های غیر اسلام بوده است ولی در اسلام نبوده و نیست.

شما اگر از فقه ها بپرسید آیا صرف بیرون رفتن زن از خانه حرام است؟ جواب می دهند نه. اگر بپرسید خرید کردن زن و لو بر اینکه فروشنده مرد باشد حرام است؟ پاسخ می دهند حرام نیست. آیا شرکت کردن زن در مجالس و اجتماعات ممنوع است؟ باز هم جواب منفی است چنانکه در مساجد و مجالس مذهبی و پای منبرها شکت می کنند و کسی نگفته است که صرف شرکت کردن زن در جاهایی که مرد هم وجود دارد حرام است. آیا تحصیل زن، فنو هنر آموختن زن و بالاخره تکمیل استعدادهایی که خداوند در وجود او نهاده است حرام است؟ باز جواب منفی است.

فقط دو مسئله وجود دارد، یکی اینکه باید پوشیده باشد و بیرون رفتن به صورت خودنمایی و تحریک آمیز نباشد و دیگر اینکه مصلحت خانوادگی ایجاب می کند که خارج شدن زن از خانه توام با رضایت شوهر و مصلحت اندیشی او باشد.

البته مرد هم باید در حدود مصالح خانوادگی نظر بدهد نه بیشتر. گاهی ممکن است رفتن زن به خانه اقوام و فامیل خودش هم مصلحت نباشد. فرض می کنیم زن می خواهد به خانه خواهر خود برود و فی المثل خواهرش فرد مفسد و فتنه انگیزی است  که زن را علیه مصالح خانوادگی تحریک می کند. تجربه هم نشان می دهد که اینگونه قضایا کم نظیر نیست. گاهی هست که رفتن زن حتی به خانه مادرش نیز برخلاف مصلحت خانوادگی است، همینکه نفس مادر به او برسد تا یک هفته در خانه ناراحتی می کند، بهانه می گیرد، زندگی را تلخ و غیر قابل تحمل میسازد. در چنین مواردی شوهر حق دارد که از این معاشرت های زبانبخش (که زیانش نه تنها متوجه مرد است، متوجه به زن و فرزندان ایشان نیز می باشد) جلوگیری کند. ولی در مسائلی که مربوط به مصالح خانواده نیست دخالت مرد مورد ندارد. 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :




( کل صفحات : 2 )    1   2   
علمی
درباره وبلاگ


مدیر وبلاگ : بهنام کلانی
نویسندگان
نظرسنجی
دوستان گلم برای بالا بردن کیفیت وبلاگ لطفا یکی از گزینه های زیرا انتخاب کنید ,با تشکر از حسن انتخاب شما دوستان عزیز








آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
فال حافظ شیرازی
ای حافظ شیرازی! تو محرم هر رازی! تو را به خدا و به شاخ نباتت قسم می دهم که هر چه صلاح و مصلحت می بینی برایم آشکار و آرزوی مرا برآورده سازی

فال حافظ
فال حافظ با معنی و تفسیر

                    
 
 
 
شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic